واژه جو

جداکننده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جداکننده . [ ج ُ ک ُ ن َن ْ دَ/ دِ ] (نف مرکب ) تفریق کننده . ◄ منفصل کننده . از هم سواکننده . ◄ علیحده کننده . ◄ حل کننده . (از ناظم الاطباء). فارق . بائن .

فرهنگ طیفی واژه‌دان

قطع‌کننده، قاطع، بران، تیز، متقاطع، جدایی‌انداز

معنی جداکننده | واژه جو