واژه جو

جدامیشی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(جَ) [ مغ - فا. ] (حامص.) جادوگری به وسیلة سنگ جده (=یده). ضح. - مغولان و ترکان معتقد بودند که توسط چنین سحری می‌توانند طوفان‌های برف را در وسط تابستان ایجاد کنند.<br>

معنی جدامیشی | واژه جو