واژه جو

جاچ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جاچ . (اِ) توده ٔ غله ٔ پاک شده از کاه . (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ نظام ). چنانکه توده ٔ غله ٔ با کاه را خرمن گویند و بتازی صُبرة خوانند، و مبدّل جاش است . (فرهنگ نظام ). رجوع به جاش شود.

معنی جاچ | واژه جو