واژه جو

جان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

[ په. ] (اِ.)<BR>۱- روح انسانی.<BR>۲- نفس. ؛ ~دادن و قبض را گرفتن کنایه از: مردن، جان به عزراییل تسلیم کردن. ؛ ~به طاق افکندن کنایه از: حالت احتضار و مرگ داشتن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی جان | واژه جو