واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر سوم | بخش ۱۷ - حکایت پادشاهی که گوش وی گرفته بود و سامعه وی خلل پذیرفته و بر ناشنیدن آواز دادخواهان و سؤال محتاجان تأسف می‌خورد و اظهار تلهف می‌کرد | واژه جو