جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر دوم | بخش ۷۶ - خلاص شدن مسخره فرعونیان از غرقه شدن به واسطه آنکه خود را به صورت موسی علیه السلام برآوردی و مسخرگی کردی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
زآل فرعون بود ناسرهای هرزه گو مسخ روی مسخرهای بود بر صورت کلیم الله گاه و بیگاه با عصا و کلاه پیش فرعونیان ز ناسرگی مثل موسی شدی به مسخرگی سر به تقلید وی برآوردی هر چه دیدی ز وی همان کردی ماتم غرق را چو زد جبریل جامه عمر قبطیان در نیل نشد آن مسخره هلاک ز غرق ریخت موسی ز درد خاک به فرق کای نکوکار ازاین تبه کردار از همه بیش دیدهام آزار وی بدین مکرمت چه ارزنده ست که همه مردهاند و وی زنده ست گفت حق کای گزیده وی یکچند ساختی با تو خویش را مانند هر که بر صورت گزیده ماست به عذاب مخالفان نه سزاست آن تشبه که از عداوت خاست بین که چون مرگ کاه و عمر فزاست آن که از محض دوستی خیزد کس چه داند که تا چه انگیزد