واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر دوم | بخش ۴۷ - قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادن | واژه جو