جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر دوم | بخش ۴ - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کلهای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخره از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بحر بس ژرف و یم بس طامی قطب حق بایزید بسطامی بود روزی به بادیه گذران دید فرسوده کلهای و بر آن آیتی ثبت بود کش معنی بود خسران دنیی و عقبی چون بر آن سر نوشته را نگریست بوسهها زد بر آن و زار گریست کین سر صوفیی ست افتاده دو جهان را برای حق داده برگزیده زیان هر دو سرای تا بود سودش از میانه خدای ای خوش آن کس که شد پی این سود به زیانکاری جهان خوشنود از دو عالم همین خدا طلبید دو جهان داد و یک خدای خرید هر چه بودش ز جنس دنیی و دین باخت در عشق حق خلیل آیین