جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر اول | بخش ۱۷۳ - در بیان سر فضیلت نماز جماعت بر نماز منفرد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بنگر در نماز وقت عمل که جماعت در او بود افضل زانکه از اجتماع قوم و امام میشود نشئه نماز تمام یکی از قوم اگر بود ز غرور در نمازش ز سهو و لهو قصور باشد از رای همت عالی دیگری را نماز ازان خالی ور یکی باشد را شرایط و ارکان نبود بیتفاوت و نقصان دیگری هم بود که آن اعمال کرده باشد ادا به وجه کمال ور یکی را بود قیام و رکوع خالی از هیئت خشوع و خضوع دیگری خاشع آنچنان باشد که در احوال او عیان باشد ور یکی زان میان پریشان دل باشد از فکرهای بیحاصل دیگری از خیال دور بود غرق جمعیت و حضور بود یک نماز از همه شود حاصل که به میزان دین بود کامل کامل ار نبود آن بود بیشک که بود بیش فضلش از هر یک اثر آن به همگنان برسد چون اثرهای فیض جان به جسد همه زان فیض زندگی یابد ذوق آداب بندگی یابند شود از همدلی و همکاری ذوق هر یک به دیگران ساری پیش روشندلان نیک خصال هست روشن سرایت احوال