جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر اول | بخش ۱۲۹ - جواب دیگر بر سبیل تنزل از سؤال لزوم انقلاب حقایق
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
زان سخن گوش کن جواب دگر که جز این نیست عین فعل و اثر بلکه چون از تکرر اعمال اثری ماند در دل عمال روز محشر به قدرت قادر در لباس صور شود ظاهر نیست صورت بعینها معنی ره ز صورت بسی ست تا معنی آن به این منقلب نگردد لیک کسوتی باشدش مناسب و نیک ملک خواب را نگر که چه سان کند اظهار در خیال کسان بهر هر معنیی ز جنس صور کسوتی بس مناسب و در خور چون شوی حرص و آز را مقهور موش بینی رفیق خود یا مور چون شود فرج و بطن را مغلوب از خر و گاو بر تو آید کوب دید در خواب صاحب خردی که فم و فرج خلق مهر زدی خواب خود را به ابن سیرین گفت ابن سیرین جواب شیرین گفت گفت ماه صیام قبل الفجر گفتهای فجر را اذان پی اجر بانگ بیوقت تو ز اکل و جماع گشته اهل محله را مناع از تو آن منع چون مقرر شد در خیالت چنین مصور شد همچنین هر صفت ز نقص و کمال که شود در تو راسخ از افعال رو نماید به قدرت خالق در قیامت به صورت لایق معنی عارضی بود اینجا صورتی جوهری شود فردا