جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | اعتقادنامه | بخش ۲۳ - اشارت به عذاب قبر و سؤال منکر و نکیر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر که را زیر خاک شد منزل دو فرشته به صورتی هایل پیشش آیند ز ایزد متعال امتحان را ازو کنند سؤال که خدای تو و نبی تو کیست زان همه دین که بود دین تو چیست گر بگوید جوابشان به صواب برهد از غم عذاب و عقاب فسحت قبر او بیفزایند روزنی در بهشت بگشایند گردد او را عیان چه صبح و چه شام که کجا دارد از بهشت مقام ور نگوید جوابشان در خور آهنین گرزی آیدش بر سر ناله او به وقت گرز خوری بشنود غیر آدمی و پری آدمی و پری اگر شنوند همه از خواب و خور نفور شوند تنگی گورش آنچنان فشرد که دو پهلوی او ز هم گذرد بگشایند روزنی ز سقر که در آن بنگرد به شام و سحر جای خود را ببیند از دوزخ آوخ از حالتی چنین آوخ