واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سلامان و ابسال | بخش ۱۶ - حکایت آن می‌پرست که به مراتب کمال پیوست از وی سبب آن پرسیدند گفت این از برکت آن یافتم که هرگز جام می‌بر لب نیاوردم که بر عزیمت آن بوده باشم که به جام دیگر آلوده گردم | واژه جو