واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سبحه‌الابرار | بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می‌گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می‌داد | واژه جو