واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سبحه‌الابرار | بخش ۶۸ - حکایت آن کنیزک و غلام که بر کنار دجله دست از زندگانی خود شستند و به غرقه شدن در آب از خشک لبی ساحل فراق خلاصی جستند | واژه جو