واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سبحه‌الابرار | بخش ۶۵ - حکایت آن پیر خمیده پشت که در طریق محبت قالب راست بر زمین ننهاد و به سبب کجروی خود از نظر معشوق راست بین افتاد | واژه جو