واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سبحه‌الابرار | بخش ۶۲ - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد | واژه جو