واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سبحه‌الابرار | بخش ۴۳ - عقد دوازدهم در سر فقر که برقع سواد الوجه فی الدارین بیاض چهره هستی خود نهفتن است فی مرتبتی العلم و العین | واژه جو