واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سبحه‌الابرار | بخش ۲۰ - حکایت آن متکلم و صوفی که زبان استدلال گشاد و صوفی از صفای ذوق و وجدان خبر داد | واژه جو