واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سبحه‌الابرار | بخش ۱۴ - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت | واژه جو