واژه جو

جام فیروز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جام فیروز. [ ] (اِخ ) نام حاکم تهته است . وی از لشکر ارغون شکست یافته به گجرات آمد و دختر خود رابه سلطان داد و به وقت شکست سلطان بهادر به دست لشکریان گرفتار آمد و شب هنگام محافظانش او را از ترس آنکه فرار کند بقتل رساندند. (از تاریخ شاهی ص ١٤٠).

معنی جام فیروز | واژه جو