واژه جو

جاذل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جاذل . [ ذِ ] (ع ص ) برجای ایستاده مانند ستون . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بات فلان جاذلاً علی ظهر دابته ؛ ای نام منتصباً لایضطرب . (اقرب الموارد). ◄ شادمان . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (آنندراج ). ◄ سقاء جاذل ؛ خیکی که شیر را بدمزه گرداند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی جاذل | واژه جو