جات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پس جمع.) تازیان بعض کلمات فارسی مختوم به «ه» غیرملفوظ را تعریب کرده به «ات» جمع بستهاند و ایرانیان این گونه جمع معرب را از آنان اقتباس کرده و کلمات دیگر (اعم از فارسی و عربی و غیره) را نیز به همان سیاق استعمال کردهاند. عوام به سیاق کلمات فوق، کلماتی را هم که مختوم به «ه» غیرملفوظ نیستند ولی به حروف مصوت «ا» یا «ی» ختم شوند به «جات» جمع بستهاند (برای احتراز از التقای دو حرف مصوت): مرباجات، طلاجات، دواجات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پس جمع.) تازیان بعض کلمات فارسی مختوم به «ه» غیرملفوظ را تعریب کرده به «ات» جمع بستهاند و ایرانیان این گونه جمع معرب را از آنان اقتباس کرده و کلمات دیگر (اعم از فارسی و عربی و غیره) را نیز به همان سیاق استعمال کردهاند. عوام به سیاق کلمات فوق، کلماتی را هم که مختوم به «ه» غیرملفوظ نیستند ولی به حروف مصوت «ا» یا «ی» ختم شوند به «جات» جمع بستهاند (برای احتراز از التقای دو حرف مصوت): مرباجات، طلاجات، دواجات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جات . (پسوند)علامت جمع در فارسی . تازیان بعض کلمات فارسی مختوم به «ه » غیرملفوظ را تعریب کرده به «ات » جمع بسته اند، و ایرانیان اینگونه جمع معرب را از آنان اقتباس کرده و کلمات دیگر (اعم از فارسی و عربی و غیره ) را نیز بهمان سیاق استعمال کرده اند : تو زیربای خوری، و از کامه و انبجات پرهیز نکنی . معالجت موافق نیفتد. نظامی عروضی . (چهارمقاله چ لیدن ص ٨٦). و همچنین نسخجات دیوان ... و تعلیقجات مناصب جزو و کل بمهر وزراء اعظم رسیده ... . (تذکرة الملوک ص ١٠). سایر عرایض را عضدالملک بدفترخانه ٔ عریضجات خواهد برد. (از دستخط ناصرالدین شاه بعضدالملک بنقل تاریخ اجتماعی و اداری دوره ٔ قاجاریه ٔ عبداﷲمستوفی ج ١ تهران ١٣٢٤ ص ١٧٨). و از این قبیل است : روزنامجات . دستجات . رقعجات . کارخانجات . علاقجات . حوالجات . میوجات . نوشتجات . رقیمجات . ادارجات و غیره . رجوع به قاعده های جمع در زبان فارسی معین ص ٤٨ ببعد شود.
جات . [ جات ت ] (ع ص ) از: جَت َّ. کسی که دست بر گوسپند کشد تا فربهی آن معلوم کند. (از منتهی الارب ).