واژه جو

ثوانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(ثَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثانیه. ؛ ~ نجوم هر چه به زیر فلک قمر پیدا آید از چیزهای نورانی جز برق و صاعقه و از آن جمله‌است: انسی، جابیه، حربه، ذوذنب، ذوذؤابه، شهب، طیفور، عمود، فارس، قصعی، عصباحی، نیازک و روی ؛ و از آن روز آن‌ها را ثوانی نجوم گویند که در دلایل و احکام در مرتبة ثانی اند، و احکام و دلایل اولیه نجوم را باشد.<br>

معنی ثوانی | واژه جو