واژه جو

ثدق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ثدق . [ ث َ ] (ع مص ) نیک باریدن : ثدق مطر؛ نیک باریدن باران . ◄ ثدق وادی ؛ روان شدن آب . ◄ ثدق خیل ؛ فروگذاشتن خیل را برفتار. ◄ ثدق بطن شاة؛ شکافتن شکم گوسفند.

معنی ثدق | واژه جو