واژه جو

ثاقل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ثاقل . [ ق ِ ] (ع ص ) سخت بیمار. ◄ بیماری که بیماریش سنگین شده : اصبح ثاقلاً؛ سخت بیمار گردید. بیماری وی سنگین شد. ◄ دینار ثاقل ؛ دینار درست و کامل . ج، ثَواقل .

ثاقل . [ ق ِ ] (اِخ ) نام شهری است .

معنی ثاقل | واژه جو