واژه جو

ثابتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ثابتی . [ ب ِ ] (اِخ ) ابونصر عبداﷲبن احمدبن ثابت بخاری ثابتی . رجوع به عبداﷲبن احمد... شود.

معنی ثابتی | واژه جو