واژه جو

تینی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تینی . (ص نسبی ) انجیری . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ رنگی از رنگهای بول که به رنگ آب انجیر ماند. (مفاتیح از یادداشت ایضاً). ◄ نوع سوم از انواع جرب العین . صورت آن ماننددانه ٔ انجیر است و بدین جهت تینی نامندش . (از بحر الجواهر). ◄ نوعی بواسیر : بواسیر تینی گرد بود و پهن همچون انجیر. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تین شود.

معنی تینی | واژه جو