واژه جو

تینات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تینات . (اِخ ) موضعی به فاصله ٔ ده فرسخ از مصر. (غیاث اللغات ). بندری و فضائی است در ساحل شام، نزدیک مصیصة که کشتی ها از آنجا با چوب مجهز شده و پر گشته بطرف مصر می آیند. (از معجم البلدان ) (مراصدالاطلاع ). قریه ای از قرای انطاکیه . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

معنی تینات | واژه جو