واژه جو

تیر کردن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(کَ دَ) (مص م.) ۱- نشان کردن، هدف قرار دادن. ۲- کسی را تحریک کردن، به کاری واداشتن.

معنی تیر کردن | واژه جو