واژه جو

تکاسل

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.) کاهلی نمودن، خود را به کسالت زدن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تکاسل | واژه جو