واژه جو

توپوخاقان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

توپوخاقان . [ ] (اِخ ) لقب آشناشئول پسر پادشاه ترکان جنوبی که مدتی بر نیمی از قلمرو چونک چهو حکومت کرد و سپس در جنگ تورفان مغلوب شد و بدربار چین پناه برد. رجوع به احوال و اشعار رودکی ج ١ ص ١٩١ شود.

معنی توپوخاقان | واژه جو