توقیف کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توقیف کردن . [ ت َ /تُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) نگاه داشتن و ضبط کردن . (ناظم الاطباء). بازداشت کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). حبس کردن . زندان کردن . به زندان کردن . بازداشتن .
مترادف و متضاد واژهدان
بازداشت کردن، جلب کردن، دستگیر کردن (متضاد: رها کردن) حبس کردن، زندانی کردن، محبوس کردن (متضاد: آزاد ساختن) ضبط کردن (متضاد: واپسدادن، رفع توقیف کردن)