واژه جو

توقیع

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

فعل امر، امریه، امضا، پی‌نوشت، حکم، دستور، فرمان، منشور، مهر امضا کردن (حکم، فرمان) نشان گذاشتن، مهر کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی توقیع | واژه جو