واژه جو

توقف

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

ایست، بند، درنگ، لنگ، مکث، وقفه (متضاد: پویایی) اطراق (متضاد: کوچ) اقامت کردن، ماندن (متضاد: عزیمت کردن) توقف کردن، درنگ کردن (متضاد: حرکت کردن، شتافتن) ایستایی، رکود، سکون، فترت (متضاد: تحرک)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی توقف | واژه جو