واژه جو

توقر

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(تَ وَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- بردبار شدن، آهستگی کردن. ۲- سنگینی کردن. ۳- (اِمص.) سنگینی، گرانمایگی.

معنی توقر | واژه جو