توفیق جستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توفیق جستن . [ ت َ / تُو ج ُ ت َ ] (مص مرکب ) توفیق خواستن . طلب موفقیت و کامیابی کردن : از خدا جوئیم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از لطف رب . مولوی . رجوع به توفیق و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توفیق جستن . [ ت َ / تُو ج ُ ت َ ] (مص مرکب ) توفیق خواستن . طلب موفقیت و کامیابی کردن : از خدا جوئیم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از لطف رب . مولوی . رجوع به توفیق و دیگر ترکیبهای آن شود.