توغل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ وَ غُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- دور رفتن.<BR>۲- فرو رفتن در امری.<BR>۳- مبالغه کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ وَ غُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- دور رفتن. ۲- فرو رفتن در امری. ۳- مبالغه کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توغل . [ ت َ وَغ ْ غ ُ ] (ع مص ) دوردرشدن در زمین . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). و همچنین در علم . (از اقرب الموارد). در صراح نوشته که به معنی دور در شدن و رفتن ؛ یعنی در کاری به مرتبه ٔ کمال رسیدن و مشق کامل داشتن . (غیاث اللغات ). دررفتن در شهرها و در علم دور در شدن در آن و مبالغه نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دور شدن و آمدن و رفتن و دررفتن در شهرها و در علم . (آنندراج ).