واژه جو

توسیم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تُ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- داغ و نشان گذاشتن.<BR>۲- در موسم حاضر شدن.<br>

معنی توسیم | واژه جو