واژه جو

توسرخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

توسرخ . [ س ُ ] (اِ مرکب ) قسمی ازمرکبات که میوه ٔ آن گرد است و پوست زرد لیموئی و طعمی میخوش دارد، چند گرمکی متوسط و این بزرگتر از انواع دیگر مرکبات و خردتر از سلطان مرکبات است . (از یادداشتهای مرحوم دهخدا).

معنی توسرخ | واژه جو