واژه جو

توزر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

توزر. [ ت َ وَزْ زُ ] (ع مص ) وزیری کردن . (تاج المصادر بیهقی ). وزیر شدن و وزیری نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی توزر | واژه جو