واژه جو

توتیای نظر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

توتیای نظر. [ ی ِ ن َ ظَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) توتیای بصر. توتیای دیده . سرمه ٔ چشم . آنچه موجب روشنائی دیده شود. آنچه بینائی را نیرو دهد : ز یزدانپرستی خبر دادشان ز دین توتیای نظر دادشان . نظامی . رجوع به توتیاو دیگر ترکیبهای آن شود.

معنی توتیای نظر | واژه جو