واژه جو

تهیه

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

فرآوری، فراهم، ساخته، ساختن، بسیجیدن، بسیج، آمایش، آماده کردن، آماده

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تهیه | واژه جو