تهالک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ لُ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) باز افتادن، افتادن، تساقط.<BR>۲- تمایل یافتن در حین راه رفتن.<BR>۳- آزمند شدن، حریص شدن بر چیزی.<BR>۴- کوشش کردن به شتاب در امری.<BR>۵- (اِمص.) آزمندی ؛ ج. تهالکات.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ لُ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) باز افتادن، افتادن، تساقط.<BR>۲- تمایل یافتن در حین راه رفتن.<BR>۳- آزمند شدن، حریص شدن بر چیزی.<BR>۴- کوشش کردن به شتاب در امری.<BR>۵- (اِمص.) آزمندی ؛ ج. تهالکات.<br>