تنین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ نِّ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- اژدها.<BR>۲- ماهی. ج. تنانین.<BR>۳- نام یکی از صورتهای فلکی نیمکرة شمالی آسمان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ نِّ) [ ع. ] (اِ.) ۱- اژدها. ۲- ماهی. ج. تنانین. ۳- نام یکی از صورتهای فلکی نیمکره شمالی آسمان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنین . [ ت ِن ْ نی ] (اِخ ) لقب ابراهیم بن مهدی، بدان جهت که فربه و سیاه فام بود. (منتهی الارب ).
تنین . [ ت َ ] (ع اِ) بمعنی تِن ّ است ... (منتهی الارب ). قرین و همتا و حریف و همزاد. (ناظم الاطباء). رجوع به تِن ّ شود.
تنین . [ ت ِن ْ نی ] (اِخ ) لقب سیف القیل شُرَحْبیل بن عمرو است . (منتهی الارب ).