تنگاتنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ. تَ) (ص مر.) بسیار نزدیک و بدون فاصله، بسیار تنگ.<br>واژه قبلی: تنگ کلاغ پرواژه بعدی: تنگان