تنگ تنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ. تَ) (ق.) بار بار، بسیار زیاد.<br>واژه قبلی: تنگ آمدنواژه بعدی: تنگ حال