واژه جو

تنقیح کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنقیح کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پاک و پاکیزه کردن از زواید و عیوب و خالص کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به تنقیح شود.

معنی تنقیح کردن | واژه جو