تنعم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ نَ عُّ) [ ع. ] (مص ل.) به ناز و نعمت زیستن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبینیازی، تمکن، تمول، توانگری، ثروتمندی، دارایی، دولتمندی، غنا، مالداری، مکنت، نعمت ≠ فقرتنآسانی، نازپروردگیرفاهزدگی، شادخواریواژه قبلی: تنظیمواژه بعدی: تنعم راندن