واژه جو

تنزیل

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) فرود آوردن. ۲- مرتب ساختن. ۳- (اِ.) قرآن. ۴- سودی که به پول وام داده تعلق گیرد، پولی که از مبلغ برات یا سفته پیش از سررسید کسر می‌کنند.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تنزیل | واژه جو