تن باه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تن باه . [ تَم ْ ] (اِ) جوالیقی در المعرب ص ٩١ این کلمه را بمعنی حارس بدن و تجفاف را معرب آن می داند. و شاید تن پاه یا تن پای بمعنی برگستوان و زره و... در گذشته متداول بوده است . ظاهراً مرکب از تن (بدن ). و پا... (پاینده از پاییدن، مراقبت کردن، محافظت کردن ).